خوزستان free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
من تصمیم خودمو گرفتم میخام این عشق لعنتی رو فراموش کنم تا حدود زیادی هم موفق شدم میخوام به هرچی عشقه پشت کنم و بگم لعنت به این عشق
عزیزان میخوام موضوع وب رو هم عوض کنم اما دوست دارم که شما هم نظر بدید من خودم عاشق خواننده ی جونمون محسن یاحقی هستم و میخواستم وبو به این اسم تغییر بدم "هواداران محسن یاحقی" اما گفتم بذار از شما هم یه نظری بگیرم و بعد انتخاب کنم چند تا آیتم مورد نظر من برای موضوع جدید بر اساس علایقم رو پایین نوشتم شما انتخاب کنید و موضوعی که رای بیشتری آوردو موضوع اصلی وبلاگ میکنم :
۱-هواداران محسن یاحقی
۲-تکثیر و پرورش ماهی های زینتی
۳-همین عشق اما شاد
۴- همین عشق اما غمگین
۵-همین موضوع خوبه
سیستم نظر سنجی گذاشتم کنار صفحه اونجا نظر بدید
حالا اگر کسی نظری جز این موارد داره بگه شاید منم قبول کردم
مرسی
منتظرم
تو رفتي و در سکوت کلبه عشق
تمامي وجود من سخت آزرد
شقايق هاي اين دشت پر از خون
درون سينه ام نشکفته پژمرد
تو رفتي و با تو عشق هم سفر کرد
شريک غم به کام من فرو ريخت
سکوت و ماتم و درد و جدايي
به شبهاي غم آلودم بياميخت
سفر کردي وليکن دستهايم
کنون در حسرت و غرق نيازند
فراق و دوري ات را چاره اي نيست
پس از تو اشکهايم چاره سازند
بيا اي زندگاني بگذر از من
که بي او زندگاني هيچ و پوچ است
فروپاشيده شد کاشانه دل
پرستوي مهاجر فکر کوچ است
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی
...طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ .....!
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا
خداحافظ
بازهم می نویسم با نام الهه عشق
تا بحال به عاشقای امروزی نگاه کردین؟چرا دیگران؛به خودتان نگاه کنید!چیه؟!یعنی تا بحال عاشق
نشدید؟از عشق خودتون جدا شدید؛بعدش چه کار کردین؟مثل خیلی از آدما دنبال یکی دیگه
بودید،نبودید؟براستی چرا عشقای امروزی اینگونه شده است؟عشق واقعی چه جور
عشقیست؟عشق لیلی و مجنون،شیرین و فرهاد و عشقای واقعی کجا رفته؟آیا اینجور عشقا به خاک
سپرده شده اند؟آیا زین پس اینگونه عشق ها را باید در خواب دید؟
اگر خاطرتان تنها ماند،با یادش زندگی کن و طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکن!

دلتنگی
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترین تلنگری میشكند
دتم می خواهد فر یاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم كه عمق دردم را در فریاد منعكس كند فریادی در اوج سكوت كه همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره مینشینم
كاش می شد پرواز كنم
پروازی بی انتهاتا رسیدن به ابدییت...................
كاش می شد
در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا كنم
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است
بغض كهنهای گلویم را میفشارد
به گوشهای پناه میبرم
كاش این بار هم كسی اشكهایم را نبیند
خدا حافظ اي آرام و قرار موقتِ من
خدا مي داند چقدر سخت است گفتنش
مثل عذابِ مردن
به دنبالت گريه نمي كنم مسافر من
خودت گفتي بچگي نكن به خاطر من
به بدرقه ات هم نمي آيم عزيز خسته
دلم از رفتنت بد جوري شكسته
تو نمي ماني روياهاي خوبم
اما من فقط به تو مي گويم
فقط براي تو مي خوانم
فقط براي تو مي نويسم
از رنجي كه مي برم
از دردي كه دارم
تو مي روي و مرا در غربتِ غمگين شب
براي چيدن ستاره اي، تنها مي گذاري
چقدر سخت است دست نوشته هايت را نخوانده خاك كنند
اسمت را از خاطره ها پاك كنند
چقدر سخت است كه به نام عشق فريبت دهند
با بي احتراميها بهانه دستِ رقيبت دهند
اگر مي خواهي من بشكنم
اگر مي خواهي از ماندن حرف نزنم
برو حرفي نيست
هميشه براي رفتن بهانه زياد است
آنچه مي ماند يك دنيا غصه و ياد است
يادت باشد براي آمدن هم بهانه اي هست
خواستي بيايي، چشم اتنظارت ديوانه اي هست
برو قبل از اينكه وجودم از هم بپاشد
شايد عشق تو جاي ديگر
پيش كسي بهتر باشد
برو اما فراموشم نكن

خداحافظ ای عشق من !
فرصت ها رفتند و در گذر زمان محو شدند . فرصتی دست نداد تا بگویم دوستت دارم....
در شگفتم خدا چگونه سرنوشت آدم ها را به هم گره می زند آن هم آدم هایی که اگر
گذشته شان را بکاوی گاه حتی یک درصد هم احتمال نمیشه داد که روزی این چنین سر
نوشتشان به هم گره کوری بخورد . و بعد از آنکه گره خورد هم یک درصد
نمیشه احتمال داد که این گره حتی با دندان باز شود و بعد ناگاه می بینی انگار با
اونی که این قدر تفاهم داری و فکر می کنی خدا اصلا شما را برای هم آفریده
که با هم باشید آن قدر بیگانه ای که گویی اصلا همدیگر را نمی شناسید. سر جزیی
ترین مسایل که قبلا صد در صد با هم موافق بودید اختلاف دارید .صدایی که قبلا دلنشین
بود و منشا الهام حالا مایه عذاب می شه و بیزاری.
به هر حال آمدیم به این دنیا که تجربه کنیم که اشتباه کنیم که درس بگیریم. فکر
نکنم این منطقی باشه که کسیو به خاطر اشتباهاتش سرزنش کنند اما واسه تکرار
اونا شاید...
من بازم اومدم بعد از مدتی بسیار طولانی آخرین سری که اومدم مطلب قبلی بود از تاریخش مشخصه که از کی نبودم الان اومد اما چه اومدنی اومدنی با دردو گریه اومدنی که از روی زور و اجبار و ناتوانیه اومدنی که ....
با کمر شکسته اومدم آخه چرا همیشه من باید تو عشق شکست بخورم؟ چرا بلا ها سر من میاد من که واقعا عاشق شدم نمیدوونم حکمت چیه اما دارم از سختی میمیرم از همه میخوام کمکم کنن بد اوضاعی دارم تصمیم گرفتم بیامو وبو ادامه بدمو با دخترای دیگه دردو دل کنم و کمکم کنن آخه یادم نمیره که سال قبل چقدر کمکم کردن و تونستم سرو سامون بگیرم الانم اگر دختری از خوزستان میدونه که دختر خوبیه بم بگه برا دوستی چون از تنهایی داغونمو یه هم صحبت میخوام از امروز این وب دوباره با غمو اندوه زنده میشه با تشکر
امین

ای کاش ..... ![]()
خداوند ... ![]()
سه چیز را
نمی آفرید ![]()
% عشق ![]()
%غرور ![]()
%دروغ ![]()
زیرا اگر عشق نبود ![]()
انسان ازروی غرور ![]()
دروغ نمی
گفت..
![]()